خویشتنداری ناکافی
اگر این طرحواره با شما همخوانی دارد، شاید واقعاً برایتان دشوار باشد که با ناراحتی بنشینید، یک پاداش را به تأخیر بیندازید، یا یک تکانه را مهار کنید، حتی وقتی میدانید نگاهِ بلندمدت بیشتر به سودتان خواهد بود. این، نه امتناع از تلاش است و نه فقدان اراده به معنای اخلاقیاش. در طرحوارهدرمانی این بهصورت تحملِ پایینِ ناکامی فهمیده میشود: پریشانی، ملال، و کششِ یک ولع چنان شدید و چنان فوری حس میشوند که عملکردن به آنها تنها راهِ متوقفکردنِ آن احساس به نظر میرسد. این الگو میتواند بهصورت دشواری در مهارِ هیجانهای نیرومندی مانند خشم نیز نمایان شود. هیچیک از اینها شما را بهعنوان یک شخص ضعیف یا بیانضباط نمیکند؛ این شیوهای آموختهشده برای مدیریتِ احساساتی است که جایی در مسیر طاقتفرسا شدند.
ریشههای دوران کودکی
- محدودیتهای اندک یا ناهماهنگ بزرگشدن با ساختاری اندک، یا با قواعدی که یک روز پیدا و روز بعد ناپدید میشدند، میتواند کودک را بدون حسی درونی از اینکه تلاش و خویشتنداری ثمر میدهند باقی بگذارد. وقتی پیامدها غیرقابلپیشبینیاند، یادگیریِ خویشتنداری دشوار است.
- افراط در ارضای خواستهها وقتی مراقب برای آرامکردنِ سریعِ پریشانی به هر خواستهای تن میداد، کودک ممکن است فرصتِ تمرینِ تحملِ «هنوز نه» یا «نه» را نداشته باشد.
- بیشکنترلگری تربیتِ مخالف هم میتواند همان نتیجه را بدهد. کودکی که بهسختی کنترل میشد، با فضایی اندک برای انتخابکردن یا مدیریت ناکامیهای خودش، ممکن است هرگز آن عضلات را از درون پرورش ندهد و، پس از رفتنِ کنترلهای بیرونی، به سوی تکانشگری متمایل شود.
- مقابله با طغیانِ هیجان یا تروما برای برخی، رفتار تکانشی بهمثابهی راهی برای مدیریتِ احساساتی آغاز شد که صرفاً بیش از حد بزرگ بودند. کودکی در خانهای ترسناک، غفلتآمیز یا آسیبزا ممکن است زود آموخته باشد که بروزدادن، بیحسکردن، یا گریختن تنها آسودگیِ در دسترس بود، راهبرد مقابلهای که به یک الگو سفت میشود.
- خانهای آشفته یا پرتنش تعارض یا بیثباتیِ پیوسته میتواند تقریباً ناممکن کند که کودک آن تنظیمِ آرام و صبورانهای را بیاموزد که خویشتنداری بر آن متکی است.
- آنچه الگو شد وقتی خودِ مراقبان در مدیریت هیجانها، پول، یا مواد دستوپنجه نرم میکردند، کودک آن را بهمثابهی شیوهی عادیِ مهارِ استرس جذب میکند.
- نادیدهگرفتهشدن کودکی که حس میکرد دیده نمیشود ممکن است کشف کرده باشد که رفتار تکانشی یا مخرب راهی قابل اعتماد برای بالاخره جلب توجه بود.
جلوهها در رفتار
- عمل به تکانه تصمیمهای سریع و بدون برنامه، مانند ناگهان رهاکردن یک شغل بدون آنکه چیزی آماده باشد، میتواند شما را با پیامدهایی روبهرو کند که برای در نظر گرفتنشان مکث نکرده بودید.
- تکیه بر مواد یا راهحلهای سریع الکل، مواد، یا آسودگیهای سریع دیگر ممکن است به گزینهی پیشفرض برای کندکردنِ ناراحتی بدل شوند، حتی وقتی هزینهاش را میدانید.
- هیجانهایی که سرریز میشوند خشم، ناکامی، یا تحریکپذیری میتواند سریع و سخت برخیزد، گاه بر سرِ چیزهای کوچک، پیش از آنکه فرصت مهارشان را داشته باشید.
- خرجِ تکانشی کششِ ارضای فوری میتواند به خریدهایی منجر شود که بعدها از آنها پشیمان میشوید، با فشار مالی که از پیِ آن میآید.
- اهمالکاری کارهایی که تلاشِ پایدار میطلبند میتوانند تحملناپذیر حس شوند، پس به تعویق میافتند، گاه درست تا یک مهلتِ پرهزینه.
- دشواری با غذا یا عادتهای دیگر استرس میتواند به پرخوری، شکمبارگی، یا رفتارهای دیگرِ بهسختیقابلتوقف بینجامد که در همان لحظه آرامش میبخشند.
- خطرپذیری رانندگیِ بیپروا، قمار، یا انتخابهای پرخطر دیگر میتوانند در همان لحظه هیجانانگیز یا آرامشبخش حس شوند، در حالی که جنبهی منفی را نادیده میگیرند.
- پیگیریِ ناهموار فورانهای بهرهوریِ شدید ممکن است با بازههایی از سکون دنبال شوند، که حفظِ ثبات را دشوار میکند.
جلوهها در افکار
- «همین حالا به این نیاز دارم» حسی از فوریت میتواند چیره شود و انتظار را تقریباً تحملناپذیر کند و شما را به سوی گزینهی فوری براند.
- «مهم نیست، فقط همین یک بار» کوچکجلوهدادنِ پیامدها تندادن را آسانتر میکند، حتی وقتی الگو تکرار میشود.
- «از پسش برنمیآیم» وقتی ناکامی یا ناراحتی اوج میگیرد، احساسِ اینکه صرفاً نمیتوانید تحملش کنید میتواند به جا زدن یا بروزدادن بینجامد، نه ماندن با آن.
- «باید از این احساس بگریزم» وقتی چیزی دردناک برمیخیزد، فکری مانند «همین حالا به آسودگی نیاز دارم» میتواند شما را مستقیم به سوی یک راهحلِ سریع براند، که اغلب موتورِ محرکِ واقعی در زیرِ رفتار تکانشی است.
- «تقصیر من نیست» نسبتدادنِ لغزشها به شرایط یا افراد دیگر میتواند در خاموشی الگو را با کنارگذاشتنِ نقشِ خودتان زنده نگه دارد.
- زیستن در آنِ بیواسطه افکار تمایل دارند حول آنچه همین حالا میخواهید خوشه ببندند، در حالی که آینده در مقایسه دور و انتزاعی حس میشود.
تأثیر بر کار و زندگی روزمره
- مشکل پول خرجِ تکانشی میتواند ثبات مالی را تضعیف کند و به بدهی و استرسی که همراهش میآید بینجامد.
- عملکرد ناهماهنگ اهمالکاری و دشواری در حفظ تلاش میتواند به معنای مهلتهای ازدسترفته و کاری باشد که میان عالی و بهزحمتموجود نوسان میکند.
- عقبافتادنِ سلامت برگزیدنِ آسایشِ فوری بر بهزیستیِ بلندمدت میتواند به مشکلاتِ سلامتی بینجامد که به زندگی روزمره و انرژی موج میزنند.
- مصرف مواد کششِ به سوی آسودگیِ سریع میتواند به مشکلاتِ مصرف مواد رشد کند که هم بر بهزیستی و هم بر کار اثر میگذارد.
- روابطِ پرتنش سخنانی که در گرمای لحظه گفته میشوند، یا تعهدهایی که رها میشوند، میتوانند روابط با همکاران، دوستان، و خانواده را فرسوده کنند.
- شهرتِ غیرقابلاتکابودن لغزشهای مکرر میتوانند دیگران را به دیدنِ شما بهعنوان فردی ناهماهنگ برسانند، که میتواند در خاموشی درها را ببندد.
- تمرکز بر کوتاهمدت ترجیحِ پاداشهای فوری بر اهداف بلندمدت میتواند برنامههای بزرگتر را پیوسته دور از دسترس نگه دارد.
تأثیر بر روابط عاشقانه
- بحثهایی که شعله میکشند تعارضها ممکن است تکانشی آغاز شوند یا اوج بگیرند، که اعتماد را فرسوده میکند و گفتوگوی آرام را دشوارتر.
- تعهدهای رهاشده برنامههای فراموششده، کارهای غفلتشده، یا مناسبتهای ازدسترفته میتوانند شریک را وادارند بیش از سهمش را حمل کند.
- استرس مالی خرجِ تکانشی بدون برنامهریزیِ مشترک میتواند فشاری واقعی بر رابطه بگذارد.
- پیشبینیناپذیریِ هیجانی نوسانهای خلقی میتوانند شریک را بهجایی برسانند که حس کند باید با احتیاط گام بردارد، که بهمرور فرساینده است.
- مرزهای زیرپاگذاشته دشواری در مهارِ تکانهها میتواند به عبور از خطوط بینجامد، از جمله انتخابهای تکانشیای که بیش از همه به اعتماد آسیب میزنند، مانند خیانت.
- پرهیز از گفتوگوی دشوار بهجای نشستن با ناراحتیِ یک گفتوگوی دشوار، ممکن است طفره بروید، شوخی کنید، یا خاموش شوید، و مسائل را حلنشده باقی بگذارید.
پیوندهای درونی طرحواره
- محرومیت هیجانی وقتی این دو جفت میشوند، رفتار تکانشی اغلب به راهی برای پرکردنِ یک خلأ هیجانی بدل میشود، هرچند تمایل دارد آن پوچی را بهجای کاستن، عمیقتر کند و هر دو الگو را بیشتر جا بیندازد.
- نقص/شرم چرخهای رایج: عمل تکانشی، سپس فرولغزیدن به پشیمانی و خودبیزاری، که شرمِ بیشتر را تغذیه میکند، که لغزش بعدی را محتملتر میسازد.
- تنبیهگری قضاوتِ سختِ خود پس از یک لغزش میتواند حلقهای دردناک بسازد، جایی که پریشانیِ خودانتقادگری به همان احساسی بدل میشود که گریزِ تکانشیِ بعدی را برمیانگیزد.
- استحقاق/خودبزرگبینی این دو با هم میتوانند بیپروایی تشدیدشده پدید آورند، با پیامدهایی که بهمثابهی نامربوط به شما کنار زده میشوند.
- رهاشدگی/بیثباتی رفتار تکانشی میتواند روابط را بیثبات کند و ترس از ترکشدن را برانگیزد، که بهنوبهی خود پریشانی را بالا میبرد و کنترل را بیشتر میکاهد.
- آسیبپذیری در برابر آسیب یا بیماری عمل به تکانه میتواند شما را در موقعیتهای واقعاً پرخطر قرار دهد و این حس را تقویت کند که جهان خطرناک است.
- منفینگری/بدبینی وقتی انتخابهای تکانشی به نتایج ضعیف میانجامند، میتوانند به نظر برسند که یک جهانبینیِ تیره را تأیید میکنند، که سپس انگیزهی تلاش برای کنترل بیشتر را زایل میکند.
جذابیت عاشقانه به طرحوارههای دیگر
- وابستگی/بیکفایتی ممکن است به سوی شریکی کشیده شوید که به شما تکیه میکند، و حسی از مورد نیاز و توانمندبودن بیابید که با کشمکشِ خودتان با خودانضباطی تضاد دارد.
- محرومیت هیجانی پیوندی میتواند با شریکی شکل بگیرد که نیازهای هیجانیاش برآورده نشده، جایی که حمایت ناهماهنگ شما ناخواسته همان مراقبتِ گاههستگاهنیستی را که او با آن بزرگ شده بازتاب میدهد.
- اطاعت شریکی که نیازهای خودش را سرکوب میکند ممکن است، بیآنکه قصدش را داشته باشد، تکانشگری شما را تحمل کند و با آن مدارا کند و بگذارد الگو مهارنشده ادامه یابد.
- استحقاق/خودبزرگبینی انرژی و اعتمادبهنفسِ یک شریک خودبزرگبین میتواند مغناطیسی حس شود و گاه به یک پویاییِ آشفته و پرشتاب دامن بزند.
- ایثار شریکی بیپایان مداراکننده و بخشنده میتواند تأثیرِ انتخابهای تکانشی را جذب کند، که در خاموشی همان اصطکاکی را برمیدارد که در غیر این صورت ممکن بود تغییر را برانگیزد.
- بیاعتمادی/بدرفتاری ممکن است خود را در روابطی پرتلاطم بیابید که میان شدت و تعارض نوسان میکنند و فراز و فرودهای هیجانِ تکانشی را بازتاب میدهند.
راهبردهای مقابلهی سالم
- ابتدا نامگذاریِ احساس پیش از دستبردن به سوی تکانه، مکث کنید و بپرسید در واقع چه حسی دارید و تکانه میکوشد چه چیزی را آرام کند. واژهگذاری بر هیجانِ زیرین اغلب همان چیزی است که چنگش را سست میکند.
- سوارشدن بر موج ولع (موجسواریِ ولع) با یک ولع همچون موجی رفتار کنید که برمیخیزد، اوج میگیرد، و فرو مینشیند. بهجای جنگیدن با آن یا تندادن به آن، آن را با کنجکاوی مشاهده میکنید و میگذارید بگذرد، و از تجربهی مستقیم میآموزید که ولعها خودبهخود فروکش میکنند.
- ساختنِ یک مکث تمرینهای ساده، مانند شمردن تا ده، یا چکِ HALT (آیا گرسنه، خشمگین، تنها، یا خستهام؟)، شکافی میان احساس و عمل میسازند که در آن انتخابی متفاوت ممکن میشود.
- خردکردنِ اهداف گامهای کوچکتر و روشنتر با پاداشهای تعبیهشده، تلاشِ پایدار را کمطاقتفرساتر و خودانضباطی را دستیافتنیتر جلوه میدهند.
- برداشتنِ محرک ساختاربخشی به محیط، مانند نگهنداشتنِ چیزهای وسوسهانگیز در دسترس یا خودکارکردنِ پسانداز، فشار را از روی ارادهی درلحظه برمیدارد.
- حرکتدادن بدن فعالیت بدنیِ منظم به تخلیهی انرژیِ بیقرار کمک میکند و خلق را بالا میبرد و دستبردن به سوی آسودگیِ تکانشی را کم میکند.
- تکیه بر افراد مورد اعتماد سرزدن به کسی پیش از یک تصمیم بزرگ، یا سهیمشدنِ اهدافتان برای پاسخگویی، یک دیدگاه بیرونی و جای پایی استوارتر فراهم میکند.
- حمایت حرفهای یک درمانگر میتواند هم با مهارتهای عملی و هم با احساساتِ زیرین کمک کند، بهویژه جایی که مواد یا هیجانهای نیرومند دخیلاند.
راهبردهای مقابلهی ناسالم
- اجتناب — بیحسکردن و گریختن این اغلب قلبِ الگوست. دستبردن به سوی مواد، غذا، صفحهنمایش، خرجکردن، یا هر راهحلِ سریع، معمولاً تلاشی است برای گریختن از یک احساسِ دردناک نه برای تعقیبِ لذت. آسودگی واقعی اما کوتاه است، و هیجانِ زیرین، و اغلب لایهای تازه از پیامدها، را دستنخورده باقی میگذارد. بازشناختنِ تکانشگری بهمثابهی اجتناب از درد یک نقطهی عطف است.
- اجتناب — اهمالکاری به تعویق انداختنِ هر چیزی که تلاشِ پایدار میطلبد، استرسِ فوری را تسکین میدهد در حالی که میگذارد به چیزی بزرگتر انباشته شود.
- تسلیم — همراهی با تکانه گاهی الگو شبیه این است که صرفاً هر بار تن میدهید، زندگی را حول خواستههای فوری سامان میدهید، و با خویشتنداری همچون چیزی رفتار میکنید که ارزش این ناراحتی را ندارد.
- جبران افراطی — تاختن یا چنگزدن برای کنترل وقتی ناتوانیِ زیرین تحملناپذیر حس میشود، میتواند به پرخاشگری وارونه شود، یا به کوششِ سفتوسختانه برای کنترلِ گوشههای دیگرِ زندگی، که هر دو مشکلاتِ تازهی خودشان را پدید میآورند.
از والد به کودک: اثرات طرحواره
- محدودیتهای اندک والدی که با خویشتنداری دستوپنجه نرم میکند ممکن است در گذاشتن و حفظِ مرزها دچار دشواری باشد و کودکان را بدون آن ساختاری باقی بگذارد که به آنها کمک میکند احساس امنیت کنند و مسئولیتپذیری را پرورش دهند.
- خانهای پیشبینیناپذیر تصمیمهای تکانشی میتوانند خانه را پرتلاطم جلوه دهند و کودکان را مضطرب بگذارند، چون نمیتوانند پیشبینی کنند چه در راه است.
- وارونگیِ نقش کودکان ممکن است برای جبران به مسئولیتهای بزرگسالانه پا بگذارند و کارها یا مراقبت هیجانیای را بر عهده بگیرند که از آنِ آنها نیست.
- بدتنظیمیِ الگوشده کودکان اغلب دشواریِ والد در مدیریت هیجان را بازتاب میدهند و یا بهشدت واکنشی میشوند یا فرومیمیرند.
- انضباط ناهماهنگ بدرفتاریای که یک روز نادیده گرفته و روز بعد بهسختی تنبیه میشود، کودکان را دربارهی علت و پیامد سردرگم میکند.
- پیامِ ارضای فوری تأکید بر لذتِ فوری بر فایدهی بلندمدت به کودکان میآموزد پاداشهای سریع را تعقیب کنند.
- بیثباتی مالی خرجِ تکانشی میتواند حسِ امنیتِ کودک را تضعیف کند و فرصتهایش را محدود سازد.
- مواجهه با خطر فقدان کنترل میتواند کودکان را در موقعیتهای ناامن قرار دهد، از مصرف مواد تا انتخابهای بیپروا در پیرامونشان.
- اعتمادِ پرتنش پیشبینیناپذیری میتواند فاصله ایجاد کند و شکلدادنِ روابطِ امن را بعدها برای کودکان دشوارتر سازد.
راهبردهای والدینی برای پیشگیری از طرحواره
- انضباطِ پیوسته و منصفانه پیامدهای قابل پیشبینی و متناسب از سنین پایین به کودکان میآموزند که کارها نتیجه دارند و به ساختنِ مسئولیتپذیری کمک میکنند.
- رفتار خوب را پاداش دهید، نه فقط رفتار بد را تنبیه کنید بهرسمیتشناختنِ خویشتنداری و رفتار مثبت به کودکان کمک میکند ثمرِ صبر و تلاش را حس کنند.
- تنظیم هیجانی را بیاموزید به کودکان کمک کنید احساساتشان را نام ببرند و ابزارهای ساده، مانند تنفس عمیق یا گرفتنِ یک وقفهی کوتاه، برای مدیریتشان ارائه دهید.
- خویشتنداری را الگو باشید کودکان با تماشا میآموزند، پس نشاندادنِ تصمیمهای سنجیده و مهارِ استوارِ هیجانهای خودتان بیش از آموزشدادن میآموزاند.
- انتخابهای ساختاریافته ارائه دهید اجازه دادن به کودکان برای انتخاب از میان مجموعهای از گزینههای خوب، تصمیمگیری را میسازد در حالی که امور را محصور نگه میدارد.
- مجراهایی برای انرژی فراهم کنید فعالیت بدنی و بازیِ خلاق به کودکان کمک میکند انرژی را تخلیه کنند و تمرکز و انتظار را آسانتر میسازند.
- ارتباط را باز نگه دارید فضایی امن برای صحبت دربارهی احساسات، نیاز به بروزدادنِ آنها را کم میکند.
- ارزشِ انتظار را بیاموزید تمرینهای کوچک در ارضای بهتأخیرافتاده، مانند کمی منتظر ماندن برای یک خوراکی، زمینهی خویشتنداری را فراهم میکنند.
تکنیکهایی برای خودبهبودی
- بر تکانههایتان موجسواری کنید (تجربی) دفعهی بعد که یک ولعِ نیرومند ضربه میزند، عمل نکنید و نجنگید. بهجایش کنجکاو شوید. توجه کنید آن را کجای بدنتان حس میکنید، چقدر شدید است، آیا سفت میشود یا شل. تکانه را همچون موجی تصور کنید: برمیخیزد، اوج میگیرد، و اگر بگذارید عقب مینشیند. نفس بکشید و حرکتش را تماشا کنید. بیشترِ ولعها ظرف چند دقیقه اوج میگیرند و فرومینشینند. هر بار که یکی را تا انتها سوار میشوید، از تجربهی مستقیم به خودتان میآموزید که میتوانید کشش را حس کنید بیآنکه از آن اطاعت کنید.
- نام ببرید تکانه چه چیزی را آرام میکند (تجربی) موجسواریِ ولع را با یک پرسش جفت کنید: در واقع همین حالا چه حسی دارم، و این تکانه میکوشد چه چیزی را بردارد؟ اغلب واقعاً دربارهی خوراکی یا خرید نیست بلکه دربارهی ملال، تنهایی، اضطراب، یا شرم است. صرفاً نامبردنِ احساسِ زیرین، «من ولعِ نوشیدنی ندارم، دارم میکوشم از احساسِ اضطراب بگریزم»، فوریتش را نرم میکند و شما را به سوی آنچه واقعاً نیاز دارید نشانه میرود.
- یک مکث بسازید از یک تأخیر ساده، مانند شمردن تا ده یا چکِ HALT، استفاده کنید تا میان احساس و عمل فضا بسازید.
- اهداف قابل مدیریت بگذارید اهداف بزرگتر را به گامهای کوچک و شدنی بشکنید تا خودانضباطی کمدلهرهآورتر حس شود.
- جایگزینهای سالم بسازید وقتی یک ولع برمیخیزد، عملی متفاوت جایش بگذارید، مانند یک پیادهروی بهجای یک خوراکی، که بخشی از همان نیاز را برآورده میکند.
- بهتأخیرانداختنِ ارضا را تمرین کنید کوچک آغاز کنید، ده دقیقه پیش از تندادن به یک ولع منتظر بمانید، و بهتدریج این فاصله را بکشید.
- از ابزار و پاسخگویی بهره ببرید اپلیکیشنهایی برای بودجهبندی یا رصدِ عادت، و سرزدنها با کسی که به او اعتماد دارید، ساختار و حمایتِ سودمندی میافزایند.
- با شکستها با شفقت به خود روبهرو شوید سرزنشِ خود تمایل دارد همان احساساتی را که تکانشگری را میرانند تغذیه کند. با یک لغزش همچون اطلاعات رفتار کنید، نه همچون گواهِ شکست.
- کمک حرفهای وقتی مشکلاتِ خویشتنداری بهطور چشمگیری بر زندگی شما اثر میگذارند، یک درمانگر یا مشاور میتواند حمایتِ هدفمند ارائه دهد.
چشماندازی از رفتار سالم
همانطور که این طرحواره دگرگون میشود، خودانضباطی دیگر مانند دشمنی که باید بر آن چیره شوید حس نمیشود و کمکم مانند ظرفیتی حس میشود که میتوانید به آن تکیه کنید. آن کشمکشِ کهنه میان آنچه همین حالا میخواهید و آنچه برای زندگیتان میخواهید سست میشود، چون آموختهاید چگونه ناراحتی را حس کنید، نامش ببرید، و بگذارید بگذرد بیآنکه مجبور باشید به آن عمل کنید. روزهایتان بیشتر با انتخابهای آگاهانه هدایت میشوند تا با هر تکانهای که در آن لحظه بلندترین است.
روابط استوار میشوند چون مردم درمییابند که میتوانند روی شما حساب کنند. حاضر میشوید، پیگیری میکنید، و در گفتوگوهای دشوار بهجای گریختن از آنها حاضر میمانید، و افراد نزدیک به شما میتوانند تفاوت را حس کنند. آن انرژیِ آشفتهای که زمانی زندگی را پیشبینیناپذیر میکرد جای خود را به ریتمی آرامتر و قابلاتکاتر میدهد.
کار هم تغییر میکند. با تمرکز و پیگیریِ بیشتر، کارها و مهلتها را یکنواختتر اداره میکنید، و رضایت کمکم نه فقط از نتایج بلکه از تجربهی بهچیرگیرسیدن بر تکانههای خودتان میآید. انتخابهای سالمتر در مورد غذا، استراحت، و فعالیت طبیعیتر میشوند، کمتر یک نبردِ اراده و بیشتر بیانی از مراقبت از خودتان.
این یک آرمانِ دستنیافتنی نیست. نتیجهای واقعبینانه از تمرینِ صبورانه است، و بیشترِ آن از یک تغییرِ واحد میروید: آموختنِ ماندن با یک احساس بهاندازهای طولانی که آن را بفهمید، بهجای شتافتن برای ناپدیدکردنش. از آنجا، آن استواریای که میسازید تمایل دارد خودش را تقویت کند.